محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
193
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
احيانا بشغل واعظى قيام مينمود جماعتى تبرائى بهم رسانيده بنياد فتنه و آشوب كردند و جمعى كثير از جهال سوقيه و عوام الناس بر ايشان گرد آمده بهيأت اجتماعى نزد خليفه رفته طالب رخصت جنگ شدند و از خليفه مدد طلبيدند كه بيرون رفته با سپاه تركمان مجادله كنند و خليفه در تسكين مادهء جهل ايشان كوشيده هر چند نائره تعصب ايشانرا به آب حلم و مدارا منطفى ميساخت نيران طغيان و فساد ايشان افروختهتر و شعله حميت و عصبيت ايشان بلندتر و بالاتر « 1 » ميرفت و هر چند آيت عافيت « وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ » « 2 » بر ايشان ميخواند ، بهيچوجه گوش نميكردند تا عاقبت بىرخصت خليفه دروازهء اصفهان را گشوده بيرون رفتند و تركمانان قبل از خروج ايشان اين قضيه را فهميده اردوى خود را خالى گذاشته در كوچه باغها و خرابههاى حوالى شهر پنهان شده چون آن جهال خسارت مآل بمعسكر تركمان رسيدند كسى را بر جا نديدند فرياد كشيدند كه تركمان گريختهاند و اين خبر به شهر رسيد جمعى ديگر از آن جاهلان به قصد كسيب و غارت بيرون آمدند و همين كه بميان خيمهها در آمدند شروع در كسيب كردند لشكر تركمان از كوچهها و بيغولهها با تيغ كشيده بدر تاختند . و در نيمساعت قريب به سيصد نفر از آنجماعت را سر انداختند و معدودى چند كه در عقب مانده بودند ، با مولانا حسن بهزار فلاكت نيمجانى از آن مهلكه بدر برده به طرف شهر گريختند و تركمانان سرهاى آن ناقص عقلان را از بدن باز كرده بقلعه بردند و از كنگره آويختند . بعد از دو روز امير سعد اللّه از بالاى قلعه آواز داد كه مردم بيايند و لاش مقتولان را ببرند و هر كه سر كشتهء خود را خواهد ، ده « 3 » عدد خربزه سياه پوست بقلعه
--> ( 1 ) - م : باتر . ( 2 ) - سورهء 2 آيهء 195 ( 3 ) - م : دو